سلام
عمر ما چو موجی به دريا گذشت و رفت
لحظه های شيرين چو زیبا گذشت و رفت
خوب و زشت دنیا چو رویا گذشت و رفت
بگذرد شب و روز که از ما اثر ما نباشد
بس بیاید امروز که فردا دگر نباشد
مه امد شب مهتابی و پنهان نشد
چو ابری که نمایان شد و باران نشد
به دل سوز خزان ماند و نیامد بهار
خطا رفت و هم از توبه پشیمان نشد
ایکاش ..ایکاش ..دو چشم خسته من گرید گاهی به کار بسته من
ایکاش... ایکاش... فغانم میشنیدی... ایکاش... ایکاش.... به دادم میرسیدی
دویدی به روی زردم ز بیقراری تو اشک..
خزاندی به روی من کردی آبیاری تو اشک..
به لبها بیاور ای سینه هرچه داری تو آه...
ببار بر رخم ای دیده هرچه داری تو اشک..
(آلبوم خاطرات جوانی-ترانه ای کاش)
در ادامه دو پوستر بسیار زیبا طراحی شده توسط دوست بسیار عزیزم آقا وحید تقدیم به دوستاران استاد علیرضا افتخاری


با آرزوی بهترینها...











