تبليغاتX
تو مي آيي - علیرضا افتخاری  

 


تو مي آيي - علیرضا افتخاری

سلام

با نام خدا

و امید موفقیت و پیروزی

Alireza Eftekhari

 


میرسم اما به تو روزی دگر

پنجره را باز گذاری اگر


وقتی صدای علیرضا افتخاری را در قالب هر آهنگ و آوازی شنیده ام سرمست اینهمه شور و عشقی بوده ام که همه شیفتگان صدای دلبر استاد با آن آشنایند.

اما آنچه از نظرات دوستان و نوشته ها و گفته ها بر می آید ترانه قدح و ترانه تب عشق و ترانه زیر چتر باران و تو ندیدی مرا در آلبوم تو می آیی دوستاران خاصی پیدا کرده است.

آِهر آنچه از دوست رسد نیکوست.

باز هم دل به ترانه های آلبوم هنگامه سپردم.خاصه ترانه "آرزو" را همه دوستاران استاد به یاد دارند.ترانه ای که بعد از انشار آلبوم یاد استاد شروعی بود برای شوری دو چندان ..صدایی دلبر که در اوج لطافت با خیزشی نرم و بسیار هنرمندانه  که حس سرشارت را نشانه می رود.چقدر زیبا...

اي هواي ديدنت سوز آه من گوشه ابروي تو قبله گاه من

كشته اين حسرتم كز چه رو اي گل چهره پنهان مي كني از نگاه من

به جلوه خود نازنين يارا شبي بيارا خلوت مارا

من كه صد ني حرف دل در گلو دارم

با خيالت روز و شب گفتگو دارم

 كي شود تا من نهم سر به دامنت

 از ازل اين لحظه را آرزو دارم

به جلوه خود نازنين يارا شبي بيارا خلوت مارا 


چقدر زیبا!

قبلا ترانه "بهار زندگی" در آلبوم خنده بارون و تمام شعرهای نسیما از حسین منزوی را با صدای علیرضا افتخاری شنیده بودیم همیشه زیبا بوده اند. حسی کاملا خاص که بر شعرهای این غزل سرای معاصر حاکم بوده است. و اینبار

 شعری زیبا از حسین منزوی در آلبو تو می آیی "شیرین من کجایی"

 

 

رفتي تو و جاي تو را از ياد تو آكنده ام

تصوير زيباي تو را بر سنگ و صخره كنده ام

 انگار كه روح فرهاد

ز بيداد

سر داده ناله بر باد

شيرين من كجايي

از بيستون مي آيد صدايي

امان از اين جدايي.... شيرين من كجايي

فرهادم و فرياد من تا آسمانها مي رود

همراه يادت ياد من تا بي زمانها مي رود

امان از اين جدايي

شيرين من كجايي

اي هر ستون از بيستون با نقش تو آذين شده

اي كام بخت تيره گون با نام تو شيرين شده

با شوق ديدن تو سرتا به پا نگاهم

تا نقش خود ببيني در چشم بي گناهم

 

مي گيرمت هر شب خبر .... شيرين من كجايي

مي پرسمت از هر سحر.......شيرين من كجايي

مي پرسمت از هر سحر...... شيرين من كجايي

گويي هنوز هم تيشه ام با صخره دارد گفتگو

تا كه بگيرد  بيستون از خون سرخم آبرو

از بيستون مي آيد شبانه شبانه

عشقي كه مي  سرايد با گريه اين ترانه

هر سو نسيمی مي وزد

ويران تر از ويران منم

هر سايه اين جا مي خزد

چون روح سرگردان منم

 امان از اين جدايي

شيرين من كجايي


از دوستان  خواهشمندم بیتی ...مصرعی ..قطعه ای از آنچه میپسندند خصوصا از جنبه ترانه سرایی بنویسند.

 

با آرزوی شادترینها...قشنگ ترینها.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم اسفند 1385ساعت 21:29  توسط مهران  | 

سلام

 

در کنارت تا نشستم چله چله مست ِ مستم

ساقی من.. ساغر من.. تا همیشه با تو هستم

مینشینم ..در برِ تو....

 ای همه وجودم..

 ای امیدم..ای بود و نبودم...

با شور و حالت دیوانه و مست و غزل خوانم امشب

ساقی من ...ساغرت لبالب

در هوایت بس که مستم..شیشه می را شکستم

مینشینم تا بیایی..

تو غزال لحظه هایی..

از فراقت بی قرارم... طاقتی ندارم

آهوی چشمت ..در جان و روحم می دود عاشقانه..

ای غزالم ...ای پر از ترانه...

در هوایت در دلم بهانه....

با شور و حالت.. دیوانه و مست و غزل خوانم امشب ..

ساقی من ساغرت لبالب..

(شعر برگرفته از آلبوم "ماه خراسان" با صدای دلبر علیرضا افتخاری ترانه "چله چله")


دو آلبوم اخیر استاد (ماه خراسان)و (تو می آیی) با آهنگ حسن میرزا خانی  و  (هنگامه) اثر دیگر مشترک این دو هنرمند متفاوت از یکدیگر و هر یک در حال و هوایی است  . اما در هر سه آلبوم یک چیز مشترک است و آن شور و گرمی و عشقی است که بر لحظه لحظه  آن جاری است تا بر زیر سایه ای عطر آگین گوش بر ترنمش سپاری.و خرامیدن حسی لطیف را در جای جای اوج و فرود صدای استاد بارها و بارها تجربه کنی.هر سه اثر زیباست ...زیبا....

زیبایی آن است که چیزی بر آنچه ملموس است بیفزایی بی آنکه آنچنان تغییری دهی که از شناختنش باز مانی.مثل پیچیدن لطیف برگی سبز  که چیزی بر گرد بودن ساده آن افزوده است.....

شعری دیگر از آلبوم هنگامه خواهم نوشت و سپس شعری از آلبوم تو می آیی.


 

آه ای صبا چون تو مدهوشم من...

خود فراموشم من... خانه بر دوشم من..خانه بر دوش..

من در پیش کو به کو افتادم دل به عشقش دادم..

حلقه در گوشم من... حلقه در گوش

گر در کویش برسی برسان..این پیام مرا ..

بی چراغ رویت من ندارم دیگر تاب این شبهای سرد و خاموش

هرگز هرگز باور نکنم ..عهد و پیمان ما شد فراموش..

ای جان من غرق سودای تو ..بی تماشای تو..

دل ندارد ذوق گفتگویی

بی جلوه ات آرزو بی حاصل..

 بی تو در باغ دل ...

خود نروید سرو آرزویی

شبها مرغ لب بسته منم ...دل شکسته منم ...

تا سحر بیدارم... سر به زانو دارم...

بر نخیزد از من های و هویی

بی تو سیر گل را چه کنم ...

گل ندارد بی تو.. رنگ و بویی

(برگرفته از آلبوم "هنگامه"  ترانه "خانه بر دوش")


 

هر چه شکفتم تو ندیدی مرا

رفتی و افسوس نچیدی مرا

ماندم پژمرده شدم ریختم ..تا که به دامان تو آویختم

دامن خود را متکان ای عزیز.. این منم ای دوست به خاکم نریز

وای مرا ساده سپردی به باد ..حیف که نشناحته بردی زیاد

همسفر بادم از آن پس مادام

میگذرم بی خبر از بام و شام

میرسم اما به تو روزی دگر

پنجره را باز گذاری اگر

(بر گرفته از آلبوم "تو می آیی" ترانه "تو ندیدی مرا")

 

با آرزوی قشنگترینها

شاد ترینها.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت 22:25  توسط مهران  | 

سلام

و امید موفقیت و پیروزی

ابتدا

تشکر از دوستان عزیزم بابت نظرات و محبتهایشان و تشکر دوباره از وحید آقای عزیز بابت پوستر زیبایی که طراحی کرده اند در ابتدا این پوستر زیبا را برای دانلود قرار می دهم.

دانلود پوستر در اندازه اصلی

 Alireza Eftekhari

 

دیگرم تو مسوزان بیش از این

جان  من  به  فدایت   نازنین

چقدر زیبا٬ بارها و بارها شنیدن آن باز هم کم است.

آلبوم تو می آیی با ترانه های متفاوت و متنوع  آن که هر کدام در اوج زیبایی مجموعه ای ساخته به یاد ماندنی. 

 

ترانه دنیا دنیا با شوری نهفته در پس شعر زیبای آن با لطافت مهربانانه صدای افتخاری با گرمی همیشگی و تحریر های بی نظیر آن. دعوتی است که فرا میخواند برای آغاز....

گیسو بیفشان تا شب سر بگیرد...چهره مپوشان تا دل پر بگیرد

ای با تو عاشقتر زیباتر دنیا دنیا...بر تشنه کامی ها جاری شد دریا دریا

 

ترانه قدح یاد آور شور و دست افشانی عاشقان است که در اوج زیبایی و شوریدگی آن ٬لطافت حاکم بر همه ترانه های آلبوم دوچندان بر آن جاری است..هما هنگی شعر با فضای آهنگ..و جای گرفتن بدون چون و چرای صدای دلبر استاد در بتن آهنگ..و روییدن شو قی لطیف و هنرمندانه در ذهن هر شنونده که  بارها و بارها باید گوش بر ترنمش سپاری...تا خرامیدن هنرمندانه لطافت صدایش را تجربه کنی...زیباست..

قدح را سر کنید...قدح راسرکنید

شب را سحر کنید ..غم دنیا را از سر بدر کنید

رسم دورنگی آیین ما نیست

یک رنگ باشد روز و شب من

گذشت آن كه تو سالار ديگران بودي.... خداي عشق من و يار ديگران بودي

گذشت آن كه ز درگاه خود مي راندي....مرا به تلخي و شيرين ديگران بودي

 

ترنه دلبر که گامی است بر فضایی دیگر.. دست در دست احساس میگذارد تا منظره ای دیگر بر تا بلوی ذهن شنونده تصویر کند..با هنر ترانه و صدای کلام ترانه.

خداوندا دلم يه جايي بنده

همو جايي كه ايوونش بلنده

همو جايي كه دل خواهم صنوبر

همو جايي كه او بالا بلنده

 

ترانه تو ندیدی مرا ٬که زیباست ٬ زیبا به هنرمندی بی چون چرای علیرضا افتخاری در ادای یک به یک کلمات شعر زیبای آن و دکلمه زیبای استاد در میانه ترانه..چه لطیف...و زیبایی دو چندان پس از این دکلمه ٬ملایم٬ لطیف و شور انگیز..همصدای گذر باد از پنجره ای باز و نقش یافته بر ذهن با گرمی ترنمی شاعرانه.

وای مرا ساده سپردی به باد..حیف که نشناخته بردی ز یاد..حیف که نشناخته بردی زیاد

همسفر بادم از آن پس مادام..میگذرم بی خبر از بام و شام

میرسم اما به تو روزی دگر پنجره را باز گذاری اگر

ترانه شیرین من کجایی با هنرمندی در آواز خوانی  هماهنگ با مفهوم شعر زیبای حسین منزوی که سرشار است از احساسی عاشقانه....و...رمز آلود....و سپس صدایی زخمی و  رمز آلود که بیانگر تمام احساس شعر است آمیختگی دوگانه صدای استاد که می تواند باز گو کننده شوریدگی و بی قراری در پس آرامش صدایی رمز آلود باشد.اوج خروشی در اعماق دل... 

از بيستون مي آيد صدايي

امان از اين جدايي

شیرین من کجایی

...

با شوق ديدن تو سرتا به پا نگاهم

تا نقش خود ببيني در چشم بي گناهم

مي گيرمت از شب خبر

 شيرين من كجايي

مي پرسمت از هر سحر

شيرين من كجايي

مي پرسمت از هر سحر

 شيرين من كجايي

 ....

از بيستون مي آيد شبانه شبانه

عشقي كه مي  سرايد با گريه اين ترانه

 

ترانه تو می آیی با زیبایی نوازندگی آن  و صدای آشنای علیرضا افتخاری در اوج لطافت ...تو می آیی جزیره ای است در میان جزایر سرسبز ترانه ها با نسیمی آرام.. دلربا..که می توانی بر ساحلش بنشینی و آمدن نسیم روح نوازی  را احساس کنی..

سياه شب لاله افشان شد...... كوير تشنه گلستان شد

تو مي آيي....تو می ایی ...تو می آیی

 

ترانه زیر چتر باران با آغاز باران٬تا چتر را بر زمین گذاری  و زیر چتر سبز بارانش روی ٬زیر باران.

چه هماهنگی زیبایی ..چه لطلفتی..همچون بارانی آرام ..که نمی توانی از شنیدن صدایش دل بکنی.شنیدن صدای باران زیباست و در هم آمیختن و ناپدید شدن صدای افتخاری با آواز زیبای دوست دوست  در میان صدای باران چه حسی زیبا دارد ..بسیار زیبا.شاعرانه.

 

مي تراويد از نگاهش

شور و شرم كودكانه

مي سرودم زير باران

از نگاه تو ترانه

اگر از آن همه شوق و آرزو

مانده در قلب تو هم بگو بگو

زمزمه كن همه را به گوش من

 تا بگيرم بوي باران

گل هميشه بهار من بيا

 با گل خنده كنار من بيا

تا همه هستيم از حضور تو

 گل كند همچون بهاران

مي توانستم چو  لبخند ....بر لبانت جان بگيرم

يا بلغزم همچو اشكي...... كنج لبهايت بميرم

در دل شب ديده ی بيدار من.... بيند آن ياري كه دل را  آرزوست

چون بيايد پيش پيش مركبش....مرغ شب آوا برآرد دوست دوست

 

 

ترانه تب عشق.صدایی که این گونه بر جان مینشیند با چه حسی زمزمه شده است؟حس زیبایی که تنها در صدای افتخاری دیده ام.نمی دانم چرا.اما اینگونه خواندن افتخاری را بسیار دوست دارم اوج و فرود عاشقانه بسیار زیبا..چقدر زیبا.

 

 

 ز فراقت مي سوزم  همه شب در تنهايي

به اميدي بنشستم كه تو شايد بازآيي

من اگر عاشق گشتم به هواي تو بود

به خدا شور عشقت دل من بربود

تب عشقت جانم را همه شب مي سوزاند

چه كسي در اين عالم غم من را مي داند

دیگرم تو مسوزان بیش از این

جان من به فدایت نازنین

 

با آرزوی بهترینها.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 0:3  توسط مهران  | 


Click here to join alirezaeftekhari
Click to join alirezaeftekhari